کاربری جاری : مهمان خوش آمدید
 
خانه :: شعر
موضوعات

اشعار



اوقات شرعی

مدح و شهادت امام حسن مجتبی علیه‌السلام

شاعر : امین فرخی     نوع شعر : مدح و مرثیه     وزن شعر : مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن     قالب شعر : غزل    

زان لحظه که بر نام حسن جان نظر افتاد            از چهـرۀ فـرسـودۀ من پـرده بر افتاد

از بس که درخشان بُوَد این نام در افلاک            انگـار که در عـرش معـلّی قمر افتاد


زیباییِ محـض است جمال عَـلَویـیَش            از شهد دو لب‌هاش بهـای شکر افتاد

اولاد علی تک تک‌شان باب مـرادنـد            امـا گـذر من به حـسـن بیـشـتر افـتاد

وقتی که حسن هست نیازی به کسی نیست            افسار نبـردی به دو دستـش اگر افتاد

چون جنگ جمل محشر کبری بدهد رخ            از ضربۀ تیـغـش شتر حـیـله‌گر افتاد

او مرجع درد است مقـاتل همه گفتند            از مـادر او پیـش نگـاهـش ثـمر افتاد

از ضرب لگد بود حسن دید که ناگاه            روی تن مـادر وسـط شـعـله در افتاد

تنهـاش گـذاریـد به غـم‌هـاش بـسوزد            این زهر دگر چیست به جان جگر افتاد؟

این قوم لعـین رحم نکردند به نعشش            روی بدنـش تیـر به جـای سـپـر افتاد

در کـربـبلا قـصّه ولی طور دگر شد            بر سـیـنـۀ عـریـان بـرادر تـبـر افـتاد

: امتیاز

مناجات با سیدالشهدا علیه‌السلام ( جامانده های از اربعین حسینی )

شاعر : هستی محرابی نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن قالب شعر : غزل

می‌رسد از کربلا هل مِن معینت یا حسین            دیده‌ها خون گرید از آهِ حزینت یا حسین

ناممان خط خورده از فهرستِ زائرهای تو            ما همه جا مانده‌ایم از اربعینت یا حسین


در دلِ شیدای خود شورِ حرم داریم و بس            دستِ ما کوته شد از عرش برینت یا حسین

داغ عاشورا همیشه در دل ما تازه ماند            آسمان رنگین شد از خونِ جبینت یا حسین

ما که از باغِ ضریحت سیبِ روضه خورده‌ایم            تا قیامت دستمان شد خوشه چینت یا حسین

سهمِ من سوزِ نهان گشته فقط این اربعین            از همین جا می‌شوم چله نشینت یا حسین

از همان آغـاز در قـابِ نگـاهـم بوده‌ای            شیرِ مادر کرده با جانم عجینت یا حسین

در خـیالم بس که ره پیـمـوده‌ام تا کربلا            گم شدم هم در یسار و در یمینت یا حسین

وسعتِ دلـتنگی‌ام را خوب می‌داند حرم            کی نهم سر بر ضریحِ نازنینت یا حسین؟

خـط پـایـانِ همه دلـتـنگی‌ام کـرببـلاست            پای دل را می‌کشد مِهرِ یقـینت یا حسین

اربـعـینِ قبل، رفـتم کـربلا یـادش بخـیر            در حرم با روضه‌های دلنشینت یا حسین

جز نگاهِ غـم ندیـدم چیز دیگر این سفـر            خیمه‌های سوخته در سرزمینت یا حسین

آه از جــا مــانــدنِ آغـــاز راهِ قــافــلــه            اشکِ شوقِ لحظه‌های واپسینت یا حسین

دستِ ما خالی و ظرفِ دل پُر از کوهِ نیاز            ای که می‌بخشی ز نورِ راستینت یا حسین

اشکها بر گونه‌هایم مانده چون باران رها            دستِ ما در حلقۀ حبل المتینت یا حسین

پیکرت صد پاره گردید و کفن شد بوریا            بشکند دستِ عدو، کرد اینچنینت یا حسین

روز و شب سر می‌نهم بر شانۀ سبزِ ضریح            چون که داری لطفِ حق در آستینت یا حسین

تا ابد عالم ز داغت، قتلگاهِ روضه هاست            زین سبب روشن بماند شمعِ دینت یا حسین

پرسـشـی داریم از سـالارِ دشـتِ کـربلا            گو چرا جا مانده‌ایم از اربعینت یا حسین

: امتیاز

مناجات با سیدالشهدا علیه‌السلام ( جامانده های از اربعین حسینی )

شاعر : سعید تاج محمدی نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : غزل

باشد مـرا مـبـر ولـی آقـای من! بـبـین!            با کـوله‌بـار اشـک رسـیـدم به اربـعـین

باشد دوباره حسرت و افسوس سهم من            سـهـم مُــقـربـان تـو آن بـزم دلـنـشـیـن


یک عمر من به خاک درت سر گذاشتم            عمری نشان عشق تو مُهر است بر جبین

گفتم خودش به وقت، خـبر می‌کند مرا            امسال هم گذشت و من این بی‌خبرترین

من هـیچ وقت هـمـره خـوبـان نبـوده‌ام            آه! آسـمان کجا و منِ مانده در زمین؟!

آه ای دل سیاه! چه کردی تو با خودت؟            آه ای دل هـمیشه به نـالایـقـی عـجـین!

آه ای حـسین! آه حـسین! آه ای حسین!            این خار را ز باغ محـبّان خود مچـین!

تو خـواسـتی هـمیـشه فـقـط خوبی مرا            راضی مشو به حال خراب من اینچنین

هر کـار خـواسـتی بـکـنی با دلـم بکـن            بگـذار عـاشـق تو بـمـانم...فـقط هـمین

: امتیاز

مناجات با سیدالشهدا علیه‌السلام ( جامانده های از اربعین حسینی )

شاعر : محسن راحت حق نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن قالب شعر : غزل

قلبِ این گریه‌کُنت را باصفا کن یا حسین            در میانِ خیلِ عشّاقت صدا کن یا حسین

اربعـین آمد ولی امسالِ محـرومـم ز تو            هیئتِ ما را بـیا و کـربـلا کن یا حـسین


بیرقی سردر زدم این هم بجای بیـرقت            روضۀ ما را خودت دور از ریا کن یا حسین

می‌دهم از دور آقـا جان سلامی با ادب            در جوابش یک نگاهی بر گدا کن یا حسین

جای موکب این غذای هیئتی را می‌خورم            این طعامِ روضه را پُر از شفا کن‌ یا حسین

در کنارِ مادرت یک سر بزن ذبحِ عظیم            حنجره‌ها را پُر از شور و نوا کن یا حسین

ای هـمه‌کاره دلِ ما را از اینجا پَـر بده            چون‌ کبوتر جَلدِ آن صحن و سرا کن‌ یا حسین

ما بـرادر می‌شویم انگـار در زیرِ عَـلَم            این محبّت را سراسر کیمیا کن یا حسین

زائـرم امـسال هـم امّا به نـوعِ دیگـری            خواهشاً شوری دگر در دلِ بپا کن یا حسین

: امتیاز

مدح و مناجات با سیدالشهدا علیه‌السلام ( اربعین حسینی )

شاعر : سیدپوریا هاشمی نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن قالب شعر : غزل

من‌ از آن موقع که طفلی بی‌زبان بودم حسین            خـادم نـاقـابـل این آسـتـان بـودم حـسین

خرج روضه کردم و زهرا برایم خرج کرد            سود کردم پیش تو گرچه زیان بودم حسین


از جوانی خـوبتر پیـرِغـلامی شـماست            شوق پیری داشتم وقتی جوان بودم حسین

راه افــتــادم بـرایـت پـیــشــوازم آمـدی            هرقدم مدیون لطفی بی‌کران بودم حسین

بـین خـوبـانت من بی‌آبـرو را هم بـخـر            چون سگی در انتهای کاروان بودم حسین

من‌که بودم دیرتر راهی مقـتل می‌شدی            کاش یارت می‌شدم کاش آن زمان بودم حسین

عفو کن‌ هروقت راحت آب خوردم در مسیر            عفو کن هروقت زیر سایبان بودم حسین

تــاول پـایـم فـدای پـای دخـتـرهـای تـو            بخدا موکب به موکب یادشان بودم حسین

خواهری از شام برگشت و چنین فریاد زد            بی‌تو بین مجلس نامحرمان بودم حسین

: امتیاز
نقد و بررسی

بیت زیر به دلیل مستند نبودن و مغایرت با روایات معتبر تغییر داده شد! زیرا بعد از زندانی کردن اهل بیت در کوفه ابن زیاد ملعون طی نامه‌ای از یزید کسب تکلیف کرد؛ به گفته سیّدبن طاوس در اقبال الاعمال ص۵۸۹؛ حاج شيخ عبّاس قمي در منتهي الآمال ص۵۲۴؛ و محدّث نوری در لؤلؤ ومرجان ص۱۷۴، آیت الله شعرانی در نفس المهموم ص۳۷۵، فرهاد میرزا در قمقام ص۵۸۶ تند‌ترین پیک‌ها هم این مسير ۱۷۵ فرسخی را در حدود ۲۰ روز طی می‌کنند که رفت و برگشت آن ۴۰ روز میشود؛ مدت زمان رفتن کاروان اسرا از کوفه تا شام (۱۵۰۰ کیلومتر) هم یک ماه طول کشیده است، بنا بر نقل سید بن طاوس (اقبال الأعمال ص ۵۸۹ ) و قاضی نعمان از علمای قرن چهارم (شرح الاخبار ج۳ ص ۲۶۹ ) اهل بیت بین ۳۰ تا ۴۵ روز در شام بوده‌اند!! حداقل بیست روز هم زمان نیاز بوده است که اهل بیت از شام به کربلا برگردند!! با توجه به مطالب فوق و دلایل متعدد روایی و تاریخی دیگر که در قسمت روایات تاریخی بطور کامل به آن اشاره کرده‌ایم علمایی همچون سید بن طاووس در اقبال الأعمال ص۵۸۹، علاّمه‌مجلسی در بحارالأنوار ج ۱۰۱ ص۳۳۴ و جلاءالعیون ص۶۱۹، محدّث نوری در لؤلؤ ومرجان ( ۱۸۱)، حاج شیخ عبّاس قمی در منتهی الآمال ص۵۲۵، علاّمه محمّد تقی شوشتری در قاموس الرجال ج۷ ص۲۱۱، عادل العلوی در عبقات الأنوار ص۴۴، آیت الله شعرانی در ترجمۀ نفس المهموم ص۳۷۵، محمّد تقی سپهر در ناسخ التّواریخ ج۶ ص ۱۰۱، محمّد خراسانی در منتخب التواریخ ص۳۱۸، عبد الرزاق موسوی مقرّم در مقتل الحسین ص۳۶۰، علاّمه شهید مطهّری در حماسه حسینی ج۳ ص۳۰، فرهاد میرزا در قمقام ص ۵۸۶، دکتر محمّد ابراهیم آیتی در بررسی تاریخ عاشورا ص۱۴۸، میرزاحسین یزدی در مهیج الأحزان ص ۷۵۳، سردرودی در تحریف شناسی عاشورا و تاریخ امام حسین ص ۲۲۶ تصریح کرده‌اند به هیچ وجه امکان بازگشت اهل بیت در ۲۰ صفر سال ۶۱ هجری وجود نداشته بلکه احتمالا در اربعین سال بعد به کربلا آمده‌اند، جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

خواهری بعد چهل روز آمد و فریاد زد            بی‌تو بین مجلس نامحرمان بودم حسین

مدح و مرثیۀ حضرت زینب سلام‌الله‌علیها در اربعین سیدالشهدا

شاعر : محمدحسین ملکیان نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن قالب شعر : غزل

با سری بر نی، دلی پُر خون، سفر آغاز شد            این سفر با کوله‌باری مختصر آغاز شد

کـربـلا اما بـرای زینب از این پیـش‌تر            از شـکـاف فـرق خـونین پـدر آغاز شد


کربلا شاید که با تیری به تابـوت حسن            کـربلا شاید که با خـون جگـر آغاز شد

خیمه‌ای که سوخت، زینب را به حیرت وا نداشت            کـربلا از شعـله‌های پـشت در آغاز شد

کربلا را دیده‌ای از چشم زینب؟ معجزه‌ست!            وَه! چه اعجازی که با شقّ‌القمر آغاز شد

اربعین، زینب مجال گریه بر این داغ یافت            پس مـحـرم تازه در ماه صفر آغاز شد

کربلا با داغ هفتاد و دو تَن پایان گرفت            کـربـلای دیگـری با یک نفـر آغاز شد

: امتیاز

زبانحال جامانده ها از زیارت اربعین سیدالشهدا علیه‌السلام

شاعر : احسان نرگسی نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن قالب شعر : غزل

باز بـاید سر کـنم با خاطـرات اربعـین            خاطرات گریه در صحن یل اُمُّ البنـین

از مرور خاطـراتش نیـز لذّت می‌بـرم            می‌نشـسـتم رو به ایـوان امیرالمومنین


خوب یادم هست هر موکب که رفتم، پهن بود            زیر پـای زائـرانت بـالِ جـبریـل امـین

با چه شوقی تاول پاهای خود را می‌شمرد            زائری که بود گویا با ملائک هم‌نشین

دسته‌دسته وارد کرب وبلایت می‌شدیم            گـوئـیـا بـودیم دسـتـان خـدا در آسـتـین

این سفر تا کربلا ای‌کاش برگشتن نداشت            هاتفی می‌گفت با ما: فادخـلوها خالدین

من تـمام سـال را با اربعـیـن ت زنده‌ام            ادعایی هم ندارم، عاشـقی یعـنی همین

با زبان تازیانه هیچکس صحبت نکرد            در میان راه هر جایی که می‌خوردم زمین

: امتیاز

مدح حضرت زینب سلام‌الله‌علیها در اربعین سیدالشهدا

شاعر : محسن راحت حق نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن قالب شعر : غزل

اربعین یک گوشه‌ای از جلوه‌هایِ زینب است            بی‌قراریِ دل از شور و نوایِ زینب است

هر کجایِ کربلا رفتی بدان که هر وجب            بی‌گمان یک جلوه‌ای از خاک‌پایِ زینب است


مثـلِ حـیـدر رفـتـه و مـانـند زهـرا آمـده            خصلتِ این دو عمیقاً در صدایِ زینب است

وقتِ رفتن قد رشیده، وقتِ برگشتن کمان            استـقامت اوّلین درسِ وفـایِ زینب است

در نمازِ شب حسـینش را به خاطر آورد            هیچ می‌دانی چه رزقی در دعایِ زینب است

خطـبه‌اش درهم شکـسته هیبتِ اهلِ نفاق            شام تسخـیرِ دمِ خـیـبرگـشایِ زینب است

هاله‌ای از نور بر گِردش تجّلی می‌نمود            شرمگین معنایِ عفّت از حیایِ زینب است

سر فرود آوردنش را کس ندیده در جهان            گرچه بارِ غصّه‌ها بر شانه‌هایِ زینب است

هرکه دور افتاده از بابُ‌الحسین، راهش دهید            مطمئناً روضه‌ها دارالشفـایِ زینب است

: امتیاز

مدح و مناجات با سیدالشهدا علیه‌السلام ( اربعین حسینی )

شاعر : مرضیه عاطفی نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن قالب شعر : غزل

عاشق حضرتِ حق بود و سراسر بخشید            هرچه را داشت نه با حوصله! با «سر» بخشید

تـا ابـد لـنـگـرِ کـشـتـی نـجـات خـود را            متمایل به حـیا کرد و به خـواهر بخشید


تا که اوضاعِ زمینگیریِ فطرس را دید            إذنِ پرواز به او داد؛ سپس «پر» بخشید

دست‌چین کرد خدا محض طوافِ رویش            آن زمـانی که به ما رتـبـۀ نوکـر بخشید

متـولّـد شده بـودیـم چه گـریـان... ما را            مـادرش آمد و با گـریه به مـادر بخشید

زیـنت دوش نـبـی بـود و بـرای اثـبـات            هـمۀ سیـنـه‌زنـان را به پیـمـبـر بخـشـید

عده‌ای را وسـطِ روضه و بعـد از توبه            عـده‌ای را وسـطِ صحـنۀ محـشر بخشید

زیرِ قبّه، شب جمعه، کرَمش عام شد و            زائـرانِ حـرمـش را دو بـرابـر بخـشـید

اربـعـیـن یـادِ غــریـبـیِ حـسـن افـتـاد و            خـیل زوّار خودش را به برادر بخشید!

: امتیاز

مدح و مرثیۀ حضرت زینب سلام‌الله‌علیها

شاعر : داریوش جعفری نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن قالب شعر : غزل

دار و ندارش زینب و دار و ندار زینب است            دل بیقرارش زینب و دل بیقرار زینب است

آقا ز عالم برده دل زینب ربوده از حسین            زینب قرار عالم و او هم قرار زینب است


بعد از غروب روز غم بگرفت بر دوشش علم            شد زنده از او کربلا این شاهکار زینب است

منزل به منزل پای نی تا شام غم را کرد طی            گفتا ز دین در بزم می دین وامدار زینب است

یک زن چهل منزل عدو با رخصت از خون گلو            بُرد از حریفان آبرو این افتخار زینب است

در بزم عیش شامیان مردانه با تیغ زبان            زد پایه قصر خسان این ذوالفقار زینب است

با دست خود معجر گرفت امداد از یک سر گرفت            از خصم انگشتر گرفت این اقتدار زینب است

دیده است سنگ و خارها بزم می و بازارها            هر چند دید آزارها زهرا عیار زینب است

در حفظ نامش ایستاد پای خیامش ایستاد            پشت امامش ایستاد این راهکار زینب است

در ماتم مادر گریست بر غربت حیدر گریست            بر مشک و دست و سر گریست غم در کنار زینب است

با لحن حیدر گفت حق با یاد مادر گفت حق            همراه یک سر گفت حق حق داغدار زینب است

: امتیاز

مدح و مرثیۀ حضرت زینب سلام‌الله‌علیها

شاعر : مهدی شریف زاده نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن قالب شعر : غزل

آنکه ایثار و وفا را کرده معنا زینب است            آنکه داده عاشقی را یاد ماها زینب است
تا هـمیـشه سـربلـند و ایـستاده مثـل کوه            نیست مانندش، ندارد آنکه همتا زینب است


آنکه از کرب و بلایش غیر زیبایی ندید            گفت: والله ما رایت الا جمیلا زینب است
گر عـلـمـدار حـرم تا کـربلا عـباس بود            حفظ کرد آنکه علم را بعد سقا زینب است
با کلامش نقشه‌ها را می‌کند نقش بر آب            کاخ ها را بُرده زیر آب، دریا زینب است
دختر حـیدر کم از حـیدر ندارد، آنکه با            خطبه‌هایش شامیان را کرده رسوا زینب است
بعدِ زهرا مادری کرده است در بیت علی            بعدِ زهـرا آنکه شد اُمِّ ابیهـا زینب است
پنج تن را می‌شود در او خلاصه کرد و بس            جمعِ اوصاف علی، اوصاف زهرا زینب است
بی‌قرارِ کربلائـیم و ضریحی در دمشق            دم حسین جانم حسین و بازدم یا زینب است
از عقیله حاجت خود را در این شبها بگیر            چون برات کربلا در اربعین با زینب است

: امتیاز

مدح و شهادت امام حسن مجتبی علیه‌السلام

شاعر : محمدعلی بیابانی نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن قالب شعر : غزل

اینکه از زهـر جفا جای به بسـتر دارد            طـشتی از خون دل خویش برابر دارد

چـشم‌هایش به در و منـتـظر آمدنی‌ست            زیـر لـب زمــزمــه مــادر مــادر دارد


جگرش سوخته از یک غم و یک غربت نیست            داغ ارثی‌ست که در سیـنه مکرر دارد

زهـر تنها کس و کار دل او گشت اگر            یادگاری‌ست که از کـیـنه هـمـسر دارد

لحـظه‌های سفـرش در بغـلش می‌گـیرد            چـادری را که بـوی یـاس معـطر دارد

آرزو داشت نمی‌دید در آن کوچه تنگ            مـادرش روی زمـین لالـه پـرپـر دارد

گفت با گریه حسینم تو دگر گریه مکن            که حسن می‌رود و سایه خـواهـر دارد

آه؛ لایوم کیوم تو که در صحرا کیست؟            جسم صدچاک تو از روی زمین بردارد

: امتیاز

مدح و مناجات با امام حسن مجتبی علیه‌السلام

شاعر : مرضیه عاطفی نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن قالب شعر : غزل

قـوّت بـال و پـرم، یا حـسن بن عـلی            با تـو شـدم محـتـرم، یا حسن بن علی

بـاز هم از جـانـِبت آمده یک یاکـریـم            پَـر زده دور و بـرم، یا حسن بن علی


خورده به کارم گـره، ذکر لـبانم شده            مثـل پـدر مـادرم، یا حـسـن بن عـلی

رزقِ سجـودِ مرا بیشـتر از پیـش کن            از هـمه سـائل تـرم، یا حـسن بن علی

کاش به روی سرم دست تو را حس کنم            در نـفـسِ آخـرم، یـا حـسـن بن عـلـی

زمزمۀ برزَخم یا علی موسی الرضا            زمـزمـۀ محـشـرم، یا حـسن بن عـلی

تا بپذیـرد مرا محضِ غلامی؛ حسین            نـام تو را می‌بـرم، یا حـسن بن عـلی

این بـدِ بی‌آبـرو کـنـج خـیـالات خـود            ساخت برایت حـرم، یا حسن بن علی

حک شده روی نگین شرف الشّمسِ من            حضرتِ صاحب کرم، یا حسن بن علی

: امتیاز

مدح و شهادت امام حسن مجتبی علیه‌السلام

شاعر : سمیه مومنی نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن قالب شعر : غزل

کنج دنجی در هیاهـوی جهان داریم ما            تا میان سیـنه از مهرت نشان داریم ما

خانۀ ویران دل با مهر تو قیمت گرفت            در خـراب آبادمان، گـنج نهان داریم ما


ما نـمک پروردۀ خـوان کـریم عـالـمیم            شامل لطفیم اگر در سفره نان داریم ما

خاک سردِ مُرده‌ایم و تشنۀ یک جرعه نور            دست بر دامان لطـف آسـمـان داریم ما

ما کبوترهای قـبر خـاکی صحـن توأیم            کـنـج ایــوان خـیـالی آشـیـان داریـم ما

تا گذر کرد از مزارت باد صحرا، گریه کرد            چون نسیم از داغ تو اشک روان داریم ما

از غم تشییع سرخت، ذرّه ذرّه سوختیم            تا ابد در سیـنه‌مان، داغ گران داریم ما

واژه حیران مانده بین مدح و اشک مرثیه            در بـهـار شوق، انـدوه خـزان داریم ما

: امتیاز

مدح و مناجات با سیدالشهدا علیه‌السلام ( مصائب شهر شام )

شاعر : عزیز مهدی نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : غزل

آورده است بوی تو را کاروان به شام            پیچیده عطر واعطشای تو در مشام...

هفتاد و یک ستاره که بر نیـزه رفته‌اند            صف بسـته‌اند پشت سر تو به احـتـرام


تو مرگ را به سُخره گرفتی و دیگران            دلخوش به دینِ بی‌خطرند و مقام و نام

طولی نمی‌کشد که جهان بشنود که نیست            حـجّـی قـبـول‌تـر ز هـمـین حجّ نـاتـمام

آن‌قـدر دور نیست که دسـتی به انـتـقام            تـیـغ تو را دوبـاره بـرون آرَد از نـیـام

: امتیاز

مدح و مرثیۀ حضرت زینب سلام‌الله‌علیها در کوفه

شاعر : ناشناس نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن قالب شعر : غزل

بار سنگین فراق عشق، پیرت کرده است            صبرت ای روح بصیرت! بی‌نظیرت کرده است

مثـل دریـا بودی اما در مسـیر این سـفر            گریه‌ها بر رأس روی نی کویرت کرده است


در مـیـان وام‌داران ســقـیـفـه  بــاز هــم            خطبه‌هایت ترجمانی از غدیرت کرده است

آه ای سرو سرافرازی که حق در کربلا            همره رأس بریده؛ چون مجیرت کرده است

چیست رمز رؤیت ألّا جمیلای تو؛ چیست؟            رمز زیبایی که دنیا را اسیرت کرده است؟

تشنگی را بُرده‌ای از خاطرت زیرا که؛ آه            اشکهای کودکان از آب سیرت کرده است

نیـنوا با دردهـایش سخت بر زینب نبود            «کربلا در کربلا می‌ماند اگر زینب نبود»

: امتیاز
نقد و بررسی

بیت زیر سروده اصلی شاعر محترم است اما با توجه به وجود ایراد یا ضعف محتوایی و معنایی در مصرع دوم بیت؛ پیشنهاد می‌کنیم به منظور رفع ایراد موجود و همچنین انتقال بهتر معنای شعر بیت اصلاح شده که در متن شعر آمده را جایگزین بیت زیر کنید.

مثـل دریـا بودی اما در مسـیر این سـفر            تابش خورشید روی نی کویرت کرده است

بیت زیر به دلیل ایراد محتوایی تغییر داده شد زیر ا حضرت زینب هیچ گاه سر به زیر نشد بلکه سربلند در این امتحان الهی بود

آه ای سـرو سرافـرازی که روی نیزه‌ها            رقص رأس سربلندی سر به زیرت کرده است

مدح و مرثیۀ حضرت زینب سلام‌الله‌علیها

شاعر : صغیر اصفهانی نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : غزل

صبر از زبان عجز ثناخوان زینب است            عـقـل بـسیـط واله و حـیران زینب است

ایـوب صابـر است ولـیکـن دریـن مـقـام            انصاف ده که ریزه‌خور خوان زینب است


در قـتـلـگـاه، جـسم برادر به روی دست            بگرفت کای خدای من این جان زینب است

قـربـانـی تـو است بـکـن از کـرم قـبـول            کاری چنین به عهـده ایـمـان زینب است

در خطبه‌اش که کوفه از آن شد سکوت محض            گفتی که ممکـنـات به فرمان زینب است

ابــن زیــاد شــــوم بــه دار الإمـــاره‌اش            رسـوا ز منطـق شرر افـشان زینب است

با ایـنکه با عـیـال بـرادر به شـهـر شـام            در دست اهـل ظـلـم، گریبان زینب است

بـر هـم زن اســاس جـفــاکــاری یــزیــد            لحـن بلـیغ و نطـق درخـشان زینب است

افـزون بُـوَد ز حـوصـلـه خـلـق عـالـمی            درد و غمی که در دل سوزان زینب است

دارد «صغیر» امیدی و از روی اعتقاد            چشمش به لطف بی‌حد و پایان زینب است

: امتیاز

مدح و مرثیۀ حضرت زینب سلام‌الله‌علیها

شاعر : محمدمهدی حیدری نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن قالب شعر : غزل

بـه نـام اسـوۀ ایـثـار حـضـرت زیـنب            بـه نـام جــلــوۀ الـلـه شــوکـت زیـنـب

قـسم به هـر چه خـدا آفـریـده در عـالم            که هـست مـلک خـداونـد دولت زینب


که گفته است که غیرت برای مردان است؟            زبـانـزد هـمگـان است غـیـرت زینب

به این حسینیه‌ها و به روضه‌ها یک دم            نیـامـده احـدی جـز به دعـوت زیـنـب

به رسم هر که مقرب‌تر است در این بزم            تــمـام جـام بـلا بـود قــسـمـت زیـنـب

غـریـب کـرب‌و ‌بـلا شـد بـرادرش اما            به وسعت دو جهان است غربت زینب

مـیان لـشگـر نامحـرمـان مسـافـر شـد            کـجـا اراذل بـدنـام و سـاحـت زیـنب؟

عـلم به دوش ابالفـضل بوده عـاشـورا            پس از غـروب دهم گشته نوبت زینب

: امتیاز

زبانحال حضرت زینب سلام‌الله‌علیها با سر مطهر برادر

شاعر : سیدرضا موید نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن قالب شعر : غزل

تو آفـتـاب منی با چـنـین جـمال حسین            مرا ببخش که خواندم تو را هلال، حسین

گرفته روی تو را گرچه خون و خاکستر            تو آفـتاب وجـودی و بی‌زوال، حـسین


سرت به نیزه و قرآن به لب، جلالی نیست            به جز جلال خدا فوق این جلال، حسین

ز شـور نـغـمـۀ قـرآنت ای عـزیز دلـم            ز حال رفتم و باز آمدم به حال، حسین

قـسم به پـیـکـر پـامـال تـو که نـگـذارم            کـنـند خـون شـریف تو پایـمال، حسین

یزید اگر به اسـارت کـشانـده اهلت را            کشم حکـومت او را به ابتـذال، حسین

کـنـم حـرام بـر او شـهـد زنـدگـانـی را            که او حـرامِ خـدا را کند حلال، حسین

ز کـودکـان ز پـا اوفـتـاده گـیـرم دست            اگر که سیـلیِ دشمن دهـد مجال حسین

به هر یکی ز صغیران به گریه می‌نگرم            تو را ز من طلـبد با زبان حال، حسین

زبان حال «مؤید» غلام تو، این است            من و جدایی از تو بُـود محـال، حسین

: امتیاز
نقد و بررسی

ابیات زیر به دلیل مستند نبودن و مغایرت با روایات معتبر حذف شد زیرا همانطور که در کتب منتهی الآمال ص ۴۸۳؛ اربعین الحسینیه ص ۲۳۳؛ تحریف شناسی عاشورا و تاریخ امام حسین ص ۲۱۱؛ مقتل جامع ج۱ ص ۱۴۱، مقتل تحقیقی ص ۲۶۸، پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا ص ۳۰۴ و دیگر کتب معتبر آمده است سر به چوبۀ محمل زدن، مغایرت با روایت های معتبر است ؛ این قصه اوّلین بار در کتاب نورالعین منسوب به اسفراینی جعل شده است جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

به راه عشق تو ای تشنه کام، زینب را            سرِ شکـسـته بود بهـترین مدال، حسین

سـر شـکـسـتـۀ مـن بـا سـر بـریـدۀ تـو            ز پـاره پـارۀ دل دارد اتـصال، حـسین

مدح و مرثیۀ حضرت زینب سلام‌الله‌علیها در کوفه

شاعر : مهدی رحیمی نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن قالب شعر : غزل

خـیزران آمد و بر مهـبط یارب زده شد            تـازیـانـه عـوض گـفـتـن یـا اَب زده شد

اُسکتوا ضربه شد و بر دهن دشمن خورد            مثل آن ضربه که یک روز به مرحب زده شد


روز و شب زینب کبری به اسیری چون رفت            روز از روز بدش آمد و شب، شب زده شد

جـای لـیـلا و ربـاب و هـمـۀ اهـل حـرم            دم به دم عـمـۀ سـادات مـرتـب زده شـد

صـاف بـود آیــنـه‌اش آه ولـی در کـوفـه            داغ بـر آیـنـه از جـنـس مُحـدَّب زده شد

شـد کـبـودی اثـراتـش دو بـرابـر زیـرا؛            ضربه‌ها بیشترش در وسط شب زده شد

زینب آن لحظه به پا خاست و از پا افتاد            خیزران چونکه به پاخاست و بر لب زده شد

آسـمان بـار غـم روضۀ سـر را نـکـشید            قـرعـۀ فـال بـه نـام منِ زیـنـب زده شـد

: امتیاز
نقد و بررسی

بیت زیر به دلیل مستند نبودن و مغایرت با روایت‌های معتبر تغییر داده شد؛ موضوع سنگ جشن و شادی خندیدن و ... در شام بود نه در کوفه و براساس کتب معتبر تاریخی همچون: الفتوح ج ۵ ص ۱۲۱؛ أمالی مفید ج ۳۸ ص ۳۶۷؛ اللهوف ص ۱۳۰؛ مناقب آل ابیطالب ج ۴ ص ۱۱۶؛ مَقْتَل خوارزمی ج ۲ ص ۴۶؛ مُثیرُالأحْزان ص ۲۰۹؛ جلاءالعیون ص ۵۹۳؛ بحارالأنوار ج۴۵ صص ۱۰۹و ۱۶۴؛ منتهی‌الآمال ص ۴۸۵؛ قمقام ص ۵۱۶؛ نفس‌المهموم ص ۳۵۳؛ مقتل امام حسین ص ۲۲۳؛ مقتل مقرّم ص ۲۹۹؛ مقتل جامع ج ۲ ص ۴۳  و.... در شهر کوفه مردم پشیمان شده و گریه زاری می‌کردند، جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین‌جا کلیک کنید.

صـاف بـود آیــنـه‌اش آه ولـی در کـوفـه            سنگ بر آیـنه از جـنس مُحـدَّب زده شد

مدح و مرثیۀ حضرت زینب سلام‌الله‌علیها

شاعر : حسن لطفی نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن قالب شعر : غزل

نام زینب می‌برم شعرم پریشان می‌شود            نام زینب می‌برم این ابر باران می‌شود

نـامِ زینب بُـردم و دریـا مـؤدّب ایـسـتاد            باز اقـیـانـوس نا آرام  طـوفـان می‌شود


چادرش قدری بتـابد آب می‌گردد زمین            روزها در سایه‌اش خورشید پنهان می‌شود

در دعا می‌ایستد محراب حیرت می‌کند            از مناجات شبش سلمان مسلمان می‌شود

در مدیـنه سالها زهـرا صدایش می‌کنند            وقت تفسیرش خود جبریل دربان می‌شود

خم نشد زانوی عباسش بجز در پای او            تا به محمل می‌رود اکبر شُتربان می‌شود

یک قـدم خانم بیـاید کـوفه می‌پـیچـد بهم            یک قدم بی‌بی بکوبد شام ویران می‌شود

واژه‌هایش خطبه شد نهج البلاغه جمع شد            خطبه نه تیغ علی انگار عریان می‌شود

کیست این؟ زهرا علی شاید حسن شاید حسین؟            حق بده آئینه از این اوج حیران می‌شود

: امتیاز